درد دل

درد دل

کاش میدانستم چیست........ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست.....

 

نگاهش کردم و دلتنگ شد گل
سحرگه در چمن خوشرنگ شد گل
چو دستی پیش بردم،سنگ شد گل
به دل گفتم که ناز است،این میندیش

ابتهاج

------------------------------

ز تو دورم چه غمگين و چه من زارم

فقط نام تو را من روي لب دارم

چه غم گر ديگران گويند من خوارم

كه عشق تو شد روز و شب كارم

تر تر مثه يه رويــا، خيس خيسي مثـه شبنم

قصه هاي عاشقي رو مي نويسي روي قلبم

پرم از شوق شکفتن توي لحظه هــاي ديدار

تپش دلت تو قلبم، تا هميشه ميشه تکــــرار

تو چي داري توي چشمات که شب از چشات مي ترسه

هر پريزاده عاشق، اسمتو از مــن مي پــرسه

تو همون فرشته هستي که از آسمون رسيــدي

از تـن ابــرا گذشتي پاک و مهــــربون رسيـــدي

سيبهاي ســرخ بهشتو واســه سوغاتي آوردي

شــدي دلــداده عـاشق، دلتو به مـــن سپردي

روي قلب مــــــن نوشتــي توي قلبتم هميشه

تــو تمــوم آرزومــي، زندگي بـــي تـــو نميشه

(شايان نجاتي)

------------------------------

چند سخن از بزرگان......

يک حال خوب تنها در صورتي بهتر ميشود که آنرا با دیگران تقسیم کنید

حالت چهره شما از هر آنچه از خود پنهان میکنید مهمتر است.

بزرگترین تراژدی زندگی انسان اینست که او فکر کند زمان بسیار زیادی در اختیار دارد.

واقعیت زندگی در سکوت با ما زندگی میکند.

ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را خریداری میکند
(لاوی تلناجیو
)

نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 12:54  توسط نازنين  |